«يك موش خانگي لانه خود را با ۲۵۰۰ دلار فرش كرد.» - كيهان خانه بنده پس خدمت سي ساله و رنج كي، كجا با دكور لانه موش است يكي؟ دوش يك موش در آورد سر از خانه خود ديد تا خانه ويرانه من، گفت: زكي! «دولت عراق بايد به مردم ميدان بدهد.»- كيهان عجب است اينكه تو خواهي به جهان، امر محال اينكه صدام بر آن جامعه ميدان بدهد پيشكش، دادن ميدان، بگذاريد كه او پي خوردن، كمكي آب و كفي نان بدهد نان و آبش سر او را بخورد، حداقل بگذاريد كه تأمين زپي جان بدهد! «خشكشوييها در تعيين نرخ، خودمختار هستند.» - اطلاعات آفرين بر خشكشوييها كه در تعيين نرخ جمله خود را يند و باشد نمرهشان البته بيست! ليك تنها خشكشويي نيست در تهران ما كه ز بيخ و بن نداند رحم يا انصاف چيست؟ از پي تعيين نرخ اكنون ميان كاسبان آنكه خود مختار در اين شهر تهران نيست، كيست؟ «برنج غذاي اصلي ۲ ميليارد و ۴۰۰ ميليون نفر از مردم جهان است.»- ابرار برنج از بهر خوردن هست، اما به دست آوردنش، اسباب رنج است ولي آن كس تواند خورد، آن را كه دارد ثروت و داراي گنج است! «خنده باعث سلامتي ميگردد.»- رسالت «رسالت» اين چنين داده بشارت كه در را بر غم و محنت ببنديد سلامت تا به عمر خود بمانيد هماره از صميم دل بخنديد «گلآقا» هم كند آن گفته تأييد يقين دارم شما هم ميپسنديد «در ديوار مسجد جامع بروجرد اسكلت انساني مربوط به يك قرن پيش كشف شد.»- كيهان جان من تا كي و تا چند عبث بنشيني؟ با چنين تغذيه، هر روز به هر سو نگري اسكلت هر چه دلت خواست هزاران بيني بنده هم بين شما اسكلتي بيش نيام بدن بنده بود گرچه به اين سنگيني!
عمويادگار |