خندهرو هر كه نيست از ما نيست اخم در چنته گلآقا نيست اين جانب «غضنفر» سلام گلآقايي جميع اصحاب آبدارخانه را خدمت خوانندگان عزيز ابلاغ ميكند. اما بعد: * تهمقاله اين شماره را با نامهاي آغاز ميكنيم كه در طي هفته گذشته، دهها نامه شبيه آن به آبدارخانه رسيده است: «آقاي گلآقا! پاسخ شما به آن دانشآموز باختراني و شرحي از زندگي او و خودتان، مرا كه سالهاست نوشتههاي شما را ميخوانم در اندوه فرو برد و در خلوت خود، گريستم. هفته بعد از آن، سرمقاله شما را درباره سالار شهيدان، حضرت اباعبداللـهالحسين(ع) براي اعضاي خانواده خود خواندم و با جمله جمله آن، اشك در چشمان همهمان حلقه زد. شما به عنوان يك طنزنويس صاحب سبك مسلمان و ايراني، عملاً ثابت كرديد و نشان داديد كه «طنزنويس» يك انسان بيدرد و بيخيال و «طنز»، لودگي و مسخرگي نيست... دست و قلمتان را ميبوسم.» «دكتر محمد-ش» - در حاشيه اين نامه، گلآقا، خطاب به ما كه «غضنفر» باشيم، چنين نگاشته است. «برادر غضنفر! در جواب اين خواننده عزيز و بقيه خوانندگان، بنويس كه «گلآقا» خاك پاي شما مردم حقطلب و آزاده، بود و هست و خواهد بود. ما نميخواستيم قلمي را كه ميتواند در راه شادي مردم به روي كاغذ بيايد، طور ديگري بچرخانيم. اما چه كنيم كه در قبال حقايق و واقعيتها، مسؤول و به اصولي معتقديم. با اين همه، براي تمامي هموطنان، دلي شاد و لبي خندان آرزو داريم و از اينكه با افشاي بخشي از زندگي شخصي خود، دلهايي را به درد آوردهايم. پوزش ميطلبيم. اما در باب قيام عاشورا، تا هستيم. قلم ناقابلمان را با ياد و ذكر اين قيام انسانساز، معطر و مطهر خواهيم كرد.» * ما البته صفحه «گلآقا و خوانندگان» هم داريم كه زير نظر «شاغلام» و مخصوص خوانندگان است. ولي وقتي خواننده عزيزي نامه مينويسد و اصرار دارد كه نامهاش را حتماً در «تهمقاله» جواب بدهيم، لابد «شاغلام» را قبول ندارد! با ذكر مقدمه فوق، ميپردازيم به قسمتي از نامه «محمود- الف» از تهران. ميفرمايد: «... شما كه پيوسته به مقامات و مسؤولان، حمله(!) ميكنيد آيا نميدانيد كه آنها با چه مشكلاتي دست به گريبان هستند؟ آيا اگر شما بوديد، وزارت راه يا وزارت نيرو يا وزارت كشاورزي يا نهادهاي ديگر را بهتر از اين راه ميبرديد؟ شما كه اينقدر به خاموشي برق حمله(!) ميكنيد و براي بوقهاي استكباري خوراك درست ميكنيد(!) و مشكلات را ناديده ميگيريد و...» - ملاحظه فرموديد؟ خوش انصاف، مشكلات تمام وزارتخانهها و سازمانها و نهادها را (در چهار صفحه كاغذ امتحاني مدارس!) به رخ ما كشيده، تازه جواب هم خواسته! و اما جواب: برادر «محمود- الف» شما كه پيوسته به «گلآقا» حمله(!) ميكنيد، آيا نميدانيد كه ما براي انتشار مجله گلآقا، با چه مشكلاتي دست به گريبان هستيم؟ آيا اگر شما بوديد، مجله گلآقا را بهتر از اين تنظيم ميكرديد؟ شما كه از خاموشي برق، دفاع(!) ميكنيد، آيا ميدانيد كه ما، سه صفحه از نامهتان را خوانده بوديم كه برق رفت و صفحه آخرش را ۳ ساعت بعد كه برق آمد، مطالعه نموديم! ضمناً: ستون تهمقاله، فقط براي چاپ نامههاي كساني است كه از ما تعريف كرده باشند! (مثل بولتن روابط عمومي وزارتخانهها!) شما هم اگر ميخواهيد نامهتان در اين ستون چاپ شود، از ما تعريف كنيد!! * ظاهراً بايد بعضي از عرايض خودمان را كه قبلاً در همين «تهمقاله» عرض كردهايم، يكبار ديگر هم عرض كنيم! از آن جمله است، تكرار شعار: «هر گلآقا، براي يك نفر»! قربانتان بشوم! خواننده جان! شما چرا گلآقاي خودت را ميدهي يك نفر ديگر مفتكي بخواند؟ ميداني نتيجه اين كار چه ميشود؟ اين ميشود كه مثل برادر عزيز و خواننده محترممان «نورعلي محمد» به ما نامه بنويسي كه: «بعضي از دوستان، مجله را گرفتند كه بخوانند، پس ندادند، حالا دوره مجله بنده ناقص است. چه كار كنم؟» فلذاست! كه ما اين بار شعار فوق را از سرديگرش سر ميدهيم: «هر كس مجله گلآقا را از كسي بگيرد، بايد به او پس ندهد تا دوره وي ناقص بشود كه منبعد از اين كارها نكند!» خوب شد؟! توضيح آنكه: دانشآموزان و دانشجويان و طلاب، ميتوانند يك مجله گلآقا را چند نفري بخوانند. بقيه اقشار! بايد بروند مجله را بخرند تا تيراژ مجلهمان زياد شود و ما بتوانيم «پز» بدهيم كه از پر تيراژترين مجلات هفتگي ايران ميباشيم. (خودمانيم، حالاش هم هستيم!) خداحافظ تا هفته ديگر
مخلص شما غضنفر |