پشهاي روي شاخ گاو نشست همزمان گاو هم زجا برخاست پشه پنداشت، وزن او بر گاو هست سنگين و سخت جانفرساست گفت: «اي گاو، گر، گرانبارم، جسم سنگين، اگر وبال شماست، بنده از شاختان پرم فيالفور بر سر شاخهاي روم يكراست!» گاو گفتا: «خموش! پشه زار كه گماني چنين، تو را نه رواست نه ز بنشستنت شدم آگاه نه ز پرواز تو، مرا پرواست رو كه ما، ناسلامتي، گاويم(!) عالم ما زعالم تو جداست!» *** اين حكايت به دوستي گفتم دوستم گفت: «اين حكايت ماست گاو، خرج و پشه، اضافه حقوق راستي خرج و دخل، واويلاست كن نظر «ما به التفاوت» را وين تفاوت نگر كه تا به كجاست!»
چراغ موشي گنابادي |