موسسه گل آقا
صفحه اصلي درباره ما ارتباط با ما

 
سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۷۰
شماره ۱۵
شماره مسلسل ۳۶
كاريكاتورها


 
ناصر پاك‌شير

در آغاز جنگ جهاني دوم يعني در سال ۱۳۱۸ كه سر انسانهاي زيادي زير آب مي‌رفت من در بندرانزلي سر از آب در آوردم! دوران تحصيلات ابتدائي را در آنجا گذراندم و سپس داغ تهراني بودن به پيشانيم نشست به خدمت آموزش و پروش درآمدم. ليسانسيه جغرافيا بودم، زبان انگليسي تدرس مي‌كردم! و حرفه‌ام نقاشي بود! ببخشيد، يادم رفت خودم را معرفي كنم: من، ناصر پاك‌شير هستم كه البته از نام خانوادگي‌ام سوءاستفاده‌هاي زيادي شده! مثلاٌ با پس و پيش كردن آن «شير پاك» را علم كردند و من هم جوانمردانه اقدامي نكردم! تا آنجا كه عده‌اي ديگر پا را فراتر گذاشته به نام بنده «گاوداري پاك‌شير» ايجاد كردند! حالا چه رابطه‌اي بين من و گاو است درست نمي‌دانم! آنچه به نظر من مي‌ايد اين است كه: شير دوست دارم. از قيافه گاو بيشتر از همه حيوانات خوشم مي‌آيد! عاشق كباب هستم و بعي وقتها هم از تعجب شاخ در مي‌آورم!
كتابهايي براي كودكان نقاشي كرده‌ام كه يكي از آنها بنام «سه گاو رنگي» است. ولي زماني كه خانمم از دستم عصباني مي‌شود مي‌گويد: تو «پاك‌شير» نيستي! هيچ معلوم نيست كه چه شيري خورده‌اي! البته با تمام شدن عصبانيت‌شان از اين ادعا صرفنظر كرده و من هم موضوع را خاتمه يافته تلقي مي‌كنم و شما هم زياد دنبالش را نگيريد!
از گاو و گاوبازي بگذريم. من در سال ۱۳۴۳ طي يك آگهي كه در روزنامه توفيق چاپ شده بود با كاريكاتوريست صاحب نام، «حسن توفيق» مدير روزنامه توفيق آشنا شدم و سالها در خدمت ايشان به ياد گرفتن فن كاريكاتور گذراندم و در ضمن يادگيري كارهايم در روزنامه توفيق چاپ مي‌شد. سالها بعد استوديو توفيق به همت آقاي «حسن توفيق» به صورت كلاس كاريكاتور در آمد كه من زير نظر ايشان اين كلاسها را اداره مي‌كردم و از سال ۱۳۴۸ مسؤول استوديوي توفيق شدم كه متأسفانه در سال ۵۰ روزنامه توفيق، توقيف و تعطيل شد و پس از آن كارهاي هنري من منحصر گشت به مصور كردن كتابهاي درسي، لوحه‌هاي آموزشي، كتاب‌هاي كودكان. تا در سال ۶۹ كه در آبدارخانه «گل‌آقا» جمع شديم. كاريكاتورهايم را به نام پاك‌شير- ۸۹۷- گلپري امضاء مي‌كنم و اميدوارم كه بتوانم «پاك‌شير» بمانم.

غضنفربی سواد مادرزاد

  
   
    ©كليه حقوق اين محصول متعلق به موسسه فرهنگي هنري گل آقا ميباشد.