* «حامد اسماعيليان»، ۱۴ ساله از كرمانشاه نوشته: «مجله شما هر هفته به خانه ما ميآيد و همه آن را از نظر ميگذرانيم و براي بقيه هم تعريف ميكنيم. من هم براي اينكه سهمي در مجله شما داشته باشم، كاريكاتوريهايي كشيدهام. اميد دارم كه مقبول افتد! اگر به نظر شما خوب نيست، آن را در سبد كاغذهاي باطله بيندازيد!

- نخير...، چرا توي سبد بيندازيم. يكيش را چاپ كرديم، ديگري را بايگاني ميكنيم. شما بچهها كمكم تمرين بكنيد، بعداً حتماً كاريكاتورهاي بهتري براي گلآقا خواهيد فرستاد. گلآقا وقتي نامهها و كاريكاتورهاي شما بچهها را ميبيند، كلي خوشحال ميشود. * اين هم قسمتي از نامه «غزال قدسي» از تهران: «گلآقاي عزيز، من در كلاس چهارم دبستان درس ميخوانم و ميتوانم بهراحتي مجله شما را بخوانم. آن را خوب و با دقت ميخوانم و از خواندن آن لذت ميبرم. عصرهاي سهشنبه تا پدرم از در وارد ميشود، فوري ميگويم: «گلآقا» كو؟ يك لطيفه راجع به ملانصرالدين خواندهام كه براي شما ميفرستم: «روزي زن ملانصرالدين رخت ميشست. كلاغي صابون را برداشته، به بالاي درخت برد. زن ملا او را طلبيده و گفت: اي ملا! بيا كه كلاغ صابون را برد! ملا با بياعتنايي جواب داد: ميبيني كه لباس بچه كلاغ از مال ما سياهتر است. پس احتياج او به صابون بيشتر است.» - درست است كه اين لطيفه، تكراري است. ولي چاپش كرديم كه ضمناً به بچهها بگوييم از اين پس، براي ما لطيفههاي تازه و غيرتكراري بفرستند. * اين هم قسمتي از نامه «زهرا ايرجي» دانشآموز دوم دبستان از «عادلآباد شيراز»: «خدمت گلآقاي عزيز كه مثل گل است، سلام عرض ميكنم. اين عكس اوست كه كشيدهام!

شنيدهام كه به پول احتياج داري اگر بخواهي، حاضرم قلكم را برايتان بفرستم!» - نه زهراي عزيز! كي گفته كه گلآقا به پول احتياج دارد؟ گلآقا خيلي پول دارد و به من كه «گلنسا» هستم، پول ميدهد. من هم قلك دارم. بچهها بايد از كوچكي قلك داشته باشند و براي آينده پسانداز كنند. از اينكه گلآقا و مجله گلآقا را دوست داري، متشكريم. ضمناً گلآقا به اين خوشگلي كه شما كشيدهاي، نيست!! * «محمدرضا نيافر»، ۱۰ ساله از بابلسر، نامه و كاريكاتور فرستاده و نوشته است: «من از كاريكاتورها و مجله شما خيلي خوشم ميآيد. خواهرم هر هفته دوتا گلآقا ميخرد. چون ميداند كه من مجله گلآقا را خيلي دوست دارم.» - گلآقا هم شما را دوست دارد. اين دفعه نتوانستيم از كاريكاتورتان استفاده كنيم. ولي شما اين كار را ادامه بده و براي گلآقا بفرست. «تلويزيون در ابهر هميشه صداي ريزش تگرگ و تصوير برف دارد.» مادر بچهها- زودپاشين پالتو و دستكشهاتونو بپوشيد بياييد تلويزيون برنامه كودك دارد.

گلنسا (به نيابت از غضنفر) |