گفتم: در يكي از روزنامهها خواندم كه نوشته بود: «در نظام اداري ايران، ارباب رجوع موجود سرگرداني است.» گفت: پس با اين حساب، موجودات عالم بر چهاردسته تقسيم ميشوند. موجودات زميني، موجودات دريايي، موجودات آسماني و موجودات سرگردان اداري! گفتم: مديرعامل شركت سايپا هنگام بازديد وزير صنايع سنگين اعلام كرد، «توليد رنو و وانت نيسان در سال ۶۹ نسبت به سال قبل ۵/۲ برابر افزايش داشته است.» گفت: در ديد و بازديد عيد سال ۷۰ هم مشتقي به اطلاع كبلاجعفر رساند كه قيمت رنو در سال ۶۹ درست ۲۵ برابر چند سال قبل شده است! اين به آن در! گفتم: مسؤولان مخابرات وعده دادهاند كه به زودي «همشنوايي» در تلفنهاي تهران برطرف ميشود. گفت: چه بد! اين تفريح و سرگرمي را كه در آن واحد آدم ميتوانست با چهار پنج نفر ناشناس حرف بزند و يك دوست و آشناي تازه پيدا كند، ميخواهند از ما بگيرند! گفتم: در نشريهاي خواندم كه «موشها سالانه خواربار مورد نياز ۱۵۰ ميليون نفر از ساكنان كره زمين را ميخورند.» گفت: پس بهترين راه جلوگيري از اين امر، اين است كه براي آنها هم كوپن خواربار در نظر بگيرند تا هر خانواده بيشتر از كوپنش مصرف نكند! گفتم: هزاران متر مكعب چوب وارداتي در معرض نابودي قرار گرفته است. گفت: پس به همين علت است كه گرانفروشان و محتكران اين جور دارند شلتاق ميكنند، چون مطمئن هستند كه چوبي باقي نمانده تا در آستينشان كنند! گفتم: سنگيني هزينهها كمر معلمان بازنشسته را خم كرده است. گفت: نفهميدم، مگر كمر معلمان شاغل راست است؟! گفتم: تعميركاران و صاحبان مكانيكيها براي يك كار جزئي، هرچه دلشان بخواهد از مشتري پول ميگيرند. گفت: پس معلوم ميشود گير تعميركاران كولر و دستگاههاي خنككننده نيفتادهاي تا داغت كنند! گفتم: قرار است امكانات بيشتري براي ورزش سواركاري فراهم شود. گفت: اگر اين امكانات را براي سوارشدن مسافران اتوبوسهاي شركت واحد فراهم كنند،؛ ثوابش بيشتر است!
خيارجمبر+كل كوتول+مرشد+لبو تنوري |