موسسه گل آقا
صفحه اصلي درباره ما ارتباط با ما

 
سه شنبه ۱ آبان ۱۳۶۹
شماره ۱
شماره مسلسل ۱
ستونهاي ثابت
ستونهاي ديگر
•«مترو»ي آماده!
•آخرين خبر از عربستان!
•آفرينش
•آگهي!
•اتوبوس اسقاطي
•اتوبوس‌هاي ماقبل تاريخ!
•اختلاط!
•از خود بيگانگي!
•اشعار الاخبار، از گوشه و كنار
•اعتراف!
•بازاريابي!
•باغ وحش غيرقانوني!
•بشكن بشكن
•پيشگويي!
•تبريك و تسليت!
•تفسير سياسي!
•تقاضا…!
•چند كارمند به جاي يك كارمند؟!
•حرف حساب جواب ندارد!
•حشرات الارض بهارستان…
•خريد و فروش
•خودم كردم كه…
•خوش‌قولي صدام!
•راهپیمایی
•زلزله…!
•زهر مار
•سالهاي دور از نظافت
•سي و دو حرف و سي و دو دندان
•شهريه
•شياطين!
•قسمت هفتم كتاب مستطاب ابراهيم
•كار برعكس!
•كارمند!
•كدام بهتر است
•گراني!
•گفتگو!
•لغت معني!
•مسابقه كاميون‌راني!
•موجود فضايي
•هياهو!
•يادي از تختي، يادي از توفيق! 16 ديماه
•يك سؤال و يك پاسخ!
كاريكاتورها


 
زهر مار

آن گل زبسكه ناكس و ناسازگار بود
هجرش براي باغ دل من بهار بود
بي‌معرفت زبسكه به من فخر مي‌فروخت
گويي كه شاهزاده والاتبار بود
با دست تازه شسته به رويم چكي تواخت
گفتم به حق حق كه چكي آبدار بود.
گازم گرفت و مفتخرم، چون به راستي
دندان او دو رشته در شاهوار بود
دل را چه خوب داد فريب آن لب و دهان
كز دور غنچه بود و ز نزديك غار بود
خنديد و گفت: «منتظرم باش» و زد به چاك
چون تا به من رسيد، به فكر فرار بود
ماندم در انتظارو، مرا انتظار كشت
گويي كه انتظار نبود، انتحار بود
نوبت زبهر چيدن گل چون به ما رسيد،
هر گل كه يافتيم، در آغوش خار بود
بر ما رسيد و شد بتر از قاطر چموش
اسبي كه در بر دگران راهوار بود
جامي كه داد ساقي مجلس به دست ما
لبريز مي‌نبود، پر از زهر مار بود
زآن ميوه‌اي نگشت نصيبم، كه از نخست
دستم تهي چو پنجه برگ چنار بود
يا اين محله هيچ سگ باوفا نداشت،
يا هر سگي كه قسمت ما گشت، هار بود!

خروس لاری

  
   
    ©كليه حقوق اين محصول متعلق به موسسه فرهنگي هنري گل آقا ميباشد.