موسسه گل آقا
صفحه اصلي درباره ما ارتباط با ما

 
سه شنبه ۱ آبان ۱۳۶۹
شماره ۱
شماره مسلسل ۱
ستونهاي ثابت
ستونهاي ديگر
•«مترو»ي آماده!
•آخرين خبر از عربستان!
•آفرينش
•آگهي!
•اتوبوس اسقاطي
•اتوبوس‌هاي ماقبل تاريخ!
•اختلاط!
•از خود بيگانگي!
•اشعار الاخبار، از گوشه و كنار
•اعتراف!
•بازاريابي!
•باغ وحش غيرقانوني!
•بشكن بشكن
•پيشگويي!
•تبريك و تسليت!
•تفسير سياسي!
•تقاضا…!
•چند كارمند به جاي يك كارمند؟!
•حرف حساب جواب ندارد!
•حشرات الارض بهارستان…
•خريد و فروش
•خودم كردم كه…
•خوش‌قولي صدام!
•راهپیمایی
•زلزله…!
•زهر مار
•سالهاي دور از نظافت
•سي و دو حرف و سي و دو دندان
•شهريه
•شياطين!
•قسمت هفتم كتاب مستطاب ابراهيم
•كار برعكس!
•كارمند!
•كدام بهتر است
•گراني!
•گفتگو!
•لغت معني!
•مسابقه كاميون‌راني!
•موجود فضايي
•هياهو!
•يادي از تختي، يادي از توفيق! 16 ديماه
•يك سؤال و يك پاسخ!
كاريكاتورها


 
تفسير سياسي!

درست است كه مادر بچه‌ها با كارنامه سيكل اول دبيرستان پاي سفره عقد نشسته ولي به علت مطالعه فراوان (در فواصل پخته شدن مرغ مادر!) اگر سواد اجتماعي و معلومات عمومي‌اش از دانشگاه رفته‌ها بيشتر نباشد، كمتر نيست!
مشاراليها شب گذشته صفحه آخر روزنامه اطلاعات را كه معمولاً به درج اخبار سياسي جهان اختصاص دارد نشان داد و گفت:
ـ يكي نيست به اين آقاي جيمز برگر بگويد: آقاي جيمز برگر(!) البته ما هم با اشغال خاك كويت مخالفت كرديم، ولي چرا سالهاي آزگار كشورهاي آفريقايي سرزمين يكديگر را اشغال كردند، شما آمريكايي‌ها و هم‌پيمانانتان حرفي نزديد؟ نه يكبار كه ده ها بار آنگولايي‌ها به بيافرايي‌ها شبيخون زدند، صدها بار بيافزايي‌ها رفتند خاك آنگولا را تصرف عدواني نمودند، چيني‌ها هنوز هم حكومت كشور «تبت» را در دست دارند و آنجا را استان دوازدهم خود مي‌دانند، اسراييلي‌ها پس از چهل سال تازه يادشان افتاده يهوديان ساكن شوروي را هم بايد در خاك فلسطيني‌ها اسكان بدهند شماها نگران بي‌حرمت شدن قطعنامه‌هاي سازمان ملل نشديد اما به محض اينكه عراق توي خاك كويت قوا پياده كرد تفنگداران شما و سربازان انگليسي و فرانسوي و مصري و كانادايي و استراليايي و… جمع شديد توي خليج فارس كه چي؟
عيال مربوطه كه مستمعي صبورتر و حرف شنوتر از بنده در عمرش پيدا نكرده و بعيد است در آينده هم پيدا كند(!) بدون اينكه منتظر تأييد يا تكذيب تنها شنونده شعارهاي ظاهراً سياسي‌اش بشود، مثل بعضي از مقامات كه چه با دعوت روابط عمومي سازمان صداوسيما، چه بي‌دعوت مي‌آيند در برنامه‌هاي راديو ـ تلويزيون خودشان مي‌برند خودشان مي‌دوزند خودشان جمع‌بندي مي‌كنند، خودشان نتيجه‌گيري مي‌فرمايند! در دنباله اظهاراتش پرسيد:
ـ راستي، تو مي‌داني چرا؟ آقاي «نويسنده»؟!
بنده كه معمولاً با اين لقب «نويسنده»!! سر كوفتي هم از عيال نوش‌جان مي‌فرمايم، هنوز درصدد بازكردن دهان مبارك برنيامده بودم كه خودش پاسخ سؤال خود را داد و گفت:
ـ خب معلومه، چون در بيافرا و آنگولا و تبت و السالوادور و كامبوج «نفت» وجود نداره اما در كويت داره!
گفتم: خانم محترم! اين حرفها نه براي بنده و سركار نان و آب مي‌شود، نه براي بچه‌ها كفش و لباس. پاشو برو سري به مغازه اسمال آقا بزن، اگر باز هم پنير كوپني نداشت از باجه تلفن عمومي به ستون شكايات روزنامه اطلاعات بگو اين چه جور پنير است كه كوپنش را از طريق وسايل ارتباط جمعي اعلام مي‌كنند اما خودش در قوطي هيچ بقالي پيدا نمي‌شود؟!
در حالي كه چادرش را از چوب لباسي برمي‌داشت پرسيد:
ـ موافقي به ستون شكايات روزنامه بگويم پيشنهاد كند حالا كه نفت در اثر بحران خليج‌فارس گران شده، از كشورهاي خريدار نفت بجاي دلار مقداري پنير بگيريم؟!
عصباني شدم و داد زدم:
ـ نه خانم جان! اين حرفهاي بالاتر از ديپلم به بنده و سركار چه ربطي دارد؟ بگذار اين چيزها را همانهايي بگويند كه پلوي طبخ شده از برنج كيلويي ۱۵۰ تومني با روغن آزاد كيلويي ۲۰۰ تومني را با مرغ آزاد كيلويي ۱۵۰ تومني نوش جان مي‌فرمايند.
شما پيت نفت را با كوپن ۲۰ ليتري بگذار دم در كه اگر امروز نروم، اكبر آقا نفتي، پيت و كوپن را با هم باطل مي‌كند!

پورپورخان‌

  
   
    ©كليه حقوق اين محصول متعلق به موسسه فرهنگي هنري گل آقا ميباشد.